تبلیغات
موقعیت شهید پازوكی - مدافع حرم شهید سید مجتبی حسینی
موقعیت شهید پازوكی
نوشته شده در تاریخ دوشنبه 25 خرداد 1394 توسط ح ط اردكان



          مدافع حرم شهید سید مجتبی حسینی


مسیر برگشت بچه ها، تقریبا بسته شده بود؛

با پی ام پی (نفربر) خودمون را به نزدیک روستای الخوابی رساندیم ؛

تقریباً الخوابی هم سقوط کرده بود؛

دشمن با گلوله از ما استقبال می کرد؛

 باطری بیسم اش تقریبا تمام شده بود! مجتبی ؛مجتبی؛ ابو علی !!

مجتبی جان خودتون را به منبع آب برسونید ما آنجا با پی ام پی (نفربر) منتظرتون هستیم .



صدای خش خش بیسیم بی رمقش آخرین جملات سید مجتبی را به سختی ما رساند؛

 هنوز آخرین کلماتش که از گلوی خسته و تشنه اش می آمد تو گوشم می پیچد :

حاجی ما محاصره شدیم …..

از ۲۰ تا پرستو فقط ۳تامون سرپا هستیم.

و دیگر هیچ ...



☼ ☼ ☼ ☼

مجتبی ؛مجتبی ؛ ابو علی …..
مجتبی ؛مجتبی ؛ ابو علی ….
مجتبی ؛مجتبی؛ ابو علی ….


سید مجتبی اگر صدای من را می شنوی شاسی بیسیم را فشار بده!

مجتبی ؛مجتبی؛ ابو علی …..

مجتبی جان می دونم باطری بیسم ات شارژ نداره !

اگر صدای من را می شنوی شاسی بیسیم را فشار بده!

سید مجتبی جان اگر هنوز زنده ای شاسی بیسیم را فشار بده؛

سید مجتبی تو رو خدا شاسی را فشار بده ….


           ✿


از بالا دیدیم که تکفیری ها سید مجتبی را دوره کردن؛

 رسیدن بهش؛ دیگه داشت اسیر می شد؛

وقتی خوب دشمن دورش جمع شد درست همان لحظه ای که دشمن از به دام افتادن یکی از شیرمردان فاطمی خوشحال بود؛!

سید مجتبی ضامن نارنجک ها رو ؛ رهاکرد …



شادی روح مدافع حرم شهید سید مجتبی حسینی صلوات


┘◄ التماس دعاے فرج + شهادت + لیاقت






قالب وبلاگ