تبلیغات
موقعیت شهید پازوكی - توسل عالم انقلابی به امام زمان(عج) و رؤیای صادقه ایشان درباره امام خمینی(ره)
موقعیت شهید پازوكی
نوشته شده در تاریخ یکشنبه 20 اردیبهشت 1394 توسط ح ط اردكان


توسل عالم انقلابی به امام زمان(عج)

 و رؤیای صادقه ایشان درباره امام خمینی(ره)




آیت الله میرزاحسن ابوترابی از عالمان برجسته‌ و انقلابی یزد  بودند که 12 اردیبهشت امسال پس از بیماری طولانی مدت، به لقاء حق پیوستند و حضرت آیت الله نوری همدانی از مراجع بزرگوار تقلید بر پیکر ایشان نماز گزاردند.

آیت‌الله ابوترابی که از جمله علمای انقلابی و پشتیبان قاطع امام(ره) و مقام معظم رهبری بودند، در مورد یکی از رؤیاهای صادقه‌ خویش فرموده بودند: در روز دوم فروردین سال 1342 که مزدوران رژیم منفور پهلوی ریختند در مدرسه فیضیه قم و طلاب را مجروح و مضروب کردند و سید یونس رودباری را به شهادت رساندند من به تهران رفته بودم و آن روز قم نبودم و از نزدیک شاهد جنایت مزدوران شاه نبودم، اما وقتی برگشتم و اوضاع و احوال مدرسه فیضیه را دیدم سخت تحت تاثیر قرار گرفتم، از طرفی دیگر هر روز شایع می‌شد که قرار است امشب حضرت امام خمینی را دستگیر کنند و شایعاتی نظیر این، یک نفر سید بود که قبای بلند می‌پوشید و در مدرسه فیضیه پول جمع‌آوری می‌کرد و زیلو می‌خرید و از این کارهای خیر انجام می‌داد.


یک شب آن سید گفت: قرار است امشب حضرت امام(ره) را دستگیر کنند. آقای دیگری هم بود که گفت: طلبه‌ها امشب بروید منزل، قرار است امام را دستگیر کنند.

من آن شب خیلی ناراحت شدم و گریه کردم و متوسل شدم به حضرت ولی عصر(عج) در عالم رویا دیدم در راهرو مدرسه فیضیه هستم حضرت ولی عصر(عج)‌ هم در آنجا تشریف دارند البته من خود ایشان را ندیدم بلکه صدای ایشان را می‌شنیدم.

ایشان یک نهیبی به خادم مدرسه فیضیه زدند و فرمودند: ((این لباس‌های خونین طلاب و کتاب‌ها و قرآن‌های پاره شده و سوخته را ببر بیرون تا مردم ببینند که با طلاب چه کردند)).

خادم عرض کرد: آقا از مزدوران شاه می‌ترسم.

سپس خادم از حضرت سئوال کرد: آقا نظر شما درباره آیت الله خمینی چیست؟

ایشان فرمودند: ((امر ایشان یا امتثال (فرمانبرداری)امر ایشان مانند امر من است))

من صبح این خواب را برای یکی از دوستانم نقل کردم و ظاهراً ایشان هم جایی نقل کرده بودند و این خبر به حضرت آیت الله فکور رسیده بود.




یک روز که عده‌ای از طلاب در منزل ایشان بودند به من فرمود: برو روی این صندلی بنشین و خواب خودت را برای طلاب بیان کن.

گفتم: ‌من این کار را نمی‌کنم ولی برای شما تعریف می‌کنم. سپس ایشان، خواب را برای طلاب بیان فرمودند و گفتند این خواب از رویاهای صادقه می‌باشد.




قالب وبلاگ